232. - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 11:56
عشق مامان ، دیشب دوباره بابات گفت که اذر سال 99 تو رو به دنیا بیاریم .باز هم احساس ذوق و احساس ترس عظیمی با هم قاتی شد و ریخت تو دلم حتی بهش گفتم :ولمون کن تو رو خدا زوده هنوز.بابات گفت : اگه بچه میخوای ترس زایمانشم هست دیگه.میدونی عشق مامان؟ حتی الانم که دارم برات تعریف میکنم گریه م گرفته .دلم گرفت...
225. - تاریخ: 1398/2/31 ساعت: 10:33
شده یهو خودتو وسط بیابون حس کنی؟ بخوای بری تا راهتو پیدا کنی اما ندونی از کجا؟ دقت کن ، نمیگم یه جا گیر کنی که دورت دیوارهای بلند باشه و نتونی که بری ! میگم تو یه دشت وسیع باشی که بی نهایت راه داری بر
224. - تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 10:42
تو این همه برنامه چیدن برا روز مردی و عید و فلان و بیسار ، همین دعوای مسخره رو کم داشتیم که من عین چی گریه کنم و صبح که بیدار شم چشام نخ شده باشه بس که ورم کرده .الکی نمیگما ، نخ شده ، رسما میدان دیدم
215. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
تا حالا از چندین نفر شنیدم که میگن بعد از ازدواج با دنیای جدیدی مواجه شدیم ، این دنیای جدید لزوما دنیای بهتر یا بدتری نیست بلکه دنیای متفاوتی است مخصوصا برای امثال من که با خانواده ای از شهری دیگر و ب
216. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
پارسال همین موقع ها در حال تدارکات اولین سالگرد عقدمون بودم ، یه جشن دو نفره گرفتیم تو خونه مامانم. اما تا یکی دوماه بعدش دیگه واقعا دلم میخواست زودتر عروسی بگیریم و بریم خونمون ، نبودن های همسر واقعا
217. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
در راستای خرید تردمیل و دو دل بودن تصمیم گرفتم اول به خودم ثابت کنم که حداقل روزی نیم ساعت تو خونه ورزش میکنم بعد اگه دختر خوبی بودم جایزه تردمیل بخرم برای خودم. قرار بود دیروز عصر که همسر میره سرکار
218. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
همیشه از معطل شدن متنفر بودم و تا جایی که میدونم تا حالا وقتی با کسی قراری داشتم به موقع و حتی گاهی زودتر رفتم که کسی معطل من نشه . دیروز و امروز دو جلسه کلاس داشتم پت سرهم ، از ساعت سه تا هفت و نیم .
220. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
تو دوران عقد اغلب مستقل زندگی میکردیم ، هر کی میگفت زندگی مشترک بعد از عروسیه ، وقتی سقف مشترک داشته باشید . باورم نمیشد .میگفتم ما الانم داریم با هم زندگی میکنیم ، تو خونه مستقل .اما واقعا فرق میکنه .طعم خوشی هاش ، طعم دعوا هاش ، طعم خنده هاش ، طعم رابطه هاش و حتی طعم چایی هاش فرق میکنه .خستگی هاش ...
221. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
نسبت به خیلی از هم دوره ای هام که زندگیمو مقایسه میکردم میگفتم خداروشکر که من حساسیت های اونا رو ندارم ، خودم رو واسه هر مسئله ی کوچیکی ناراحت نمیکنم. اما هم خدا شاهده و هم خاطرات این وبلاگ و هم دل خو
223. - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:37
امروز که در واقع الان دیگه دیروز محسوب میشه ، سالگردمون بود .دومین سالگرد ِ روزی که زن و شوهر شدیم . روزی که بهم قول دادیم تا آخرش پای هم بمونیم با هر سختی جا نزنیم و دنیا رو برای هم قشنگ تر کنیم.یادم
202. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
خیلی از اولین تجربه های زندگیم بعد از ازدواجم پیش اومد. خیلی از اتفاق هایی که تا حالا برام نیوفتاده بود . از اون اوائل که عمل مامانم پیش اومد و اولین تجربه من از بیمارستان رفتن عزیزانم . بعد از اون عم
203. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
فردا عروسیمونه .... ممنوووونم ازت که قراره خوشبختم کنی مرد ِ من.
204. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
الان که قابلمه ماکارونی رو گازه و تهدیگ سیب زمینی ش در حال طلایی شدن ، من اینجا نشستم و تو فکر اینکه پنج روز از عروسی مون گذشت ... مثل برق و باد و فقط یه خواب شیرین ِ شیرین ِ شیرین ازش برام موند . یاد
205. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
فردای روز عروسی با ماشین غیاث رفته بودیم که پیراهن و تاج رو بدیم، آهنگ های فلشش خیلی خوب بود . یعنی کاملا مشخص بود دونه دونه نشسته انتخاب کرده . همونجا به همسر گفتم یه کپی بگیر از رو فلشش . حالا زدیم
206. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
از بچگی تو گوشمون خوندن که زندگی ، نداری داره . شوهر ، دست تنگی داره . تو باید صبر کنی ، خواسته هات رو کم کنی . پشت شوهرت باشی تا تموم بشن اون روز ها و مطمئن باشین که اون روز های سخت تو زندگی همه بوده
207. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
دیشب بالاخره عکس و فیلممون رو تحویل گرفتیم. هر چی از کیفیت و قشنگی عکسا بگم دو برابرش باید از افتضاح بودن فیلممون بگم. با اینکه من اصلا آدم بی ادبی نیستم اما خیلی دوست دارم چند تا حرف بی ادبانه به فی
209. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
دیدین یادم رفت بگم؟؟؟ از اولین ماهگرد عروسیمون. به طرز وحشتناکی زود گذشت این یک ماه ، بدم میاد از گذر زمان . فکرشو بکن .... الان هنوز تو همون لحظه بودیم که اولین بار بغلم کردی ... سرمو گذاشتم تو سینه
210. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
امروز عکس های خام رو از آتلیه گرفتم ، الان فلش رو زدم به گوشی و نگاشون کردم. عجججججب چیزایی شدن... عاللللیه . دلم غش رفت برا خودم :)))) عکس ها خام و بدون ادیت هستن اما عالین . واقعا عکاسمون محشر بود وگرنه من یکی به شدت بد عکسم!! چال لپامم حتی تو عکسامون هس^_^ دوس دارم دوباره برم آتلیه و ماچش کنم عکا...
211. - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:01
ده روزه که این وضعیت مسخره اومده سراغم. دلم برای راه رفتن ، بیرون رفتن ، خرید کردن و حتی انجام کارهای خونه تنگ شده ... ده روزه که بیشتر از دو سه دقیقه نمیتونم رو پام بایستم. بیشتر از ده قدم نمیتونم را
195. - تاریخ: 1397/2/21 ساعت: 10:44
دو تجربه ی جدید و دلنشین در یک روز .  دو دیدار پر اشتیاق در یک روز .یک روز پر نشاط . یک روز خوب . ی&#

برچسب‌های مرتبط

26 2 | 26 2 miles | 26 2 miles to km | 26 5 inches in cm | 26 5mm flare gun | 26 2 tattoo | 26 50 an hour is how much a year | 26 5mm flares | 26 00 an hour is how much a year | 26 8 seatpost