فقط جایی برای نوشتن.

متن مرتبط با «16 00 an hour is how much a year» در سایت فقط جایی برای نوشتن. نوشته شده است

516.

  • نیلوبلاگ

    تو چند روز اخیر دوتا از لباسایی که همین اول تابستون حسابی براش بزرگ و گشاد بودن، دوباره امتحان کردم و دیدم اندازه شده براش...

    ادامه مطلب
  • 500.

  • نیلوبلاگ

    بنظرتون یه زن چند ساعت در روز احتیاج داره همسرشو ببینه؟خب من پنج سال در این زندگی نزدیک به هشت ساله، تو نور روز میم رو ندیدم!!!تازه این جمله هم نمیتونه عمق فاجعه رو بیان کنه.پنج سال از این هشت سال، شغل میم طوری بوده که نهایتا یک ساعت از بیست و چهارساعت من میدیدمش!نمیخوام ناشکری کنم، روزای بیکاریشم یادمه ولی سخته بخدا.مخصوصا این روزا که میمچه خیلی نق نقو شده و نمیفهمم دردش چیه. به زمین و زمان ایراد میگیره و گریه میکنه...خدایا؟ کمکم کن.امشب خیلی خسته شدم، از همه چیز و همه کس. مامانم این هفته سه روز روضه داره.و من اصلا حوصله آدم دیدن ندارم، حوصله لباس مهمونی پوشیدن ندارم، حوصله سلام علیک کردن ندارم، حوصله جمع و جور کردن میمچه رو وسط روضه ندارم..... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 416.

  • نیلوبلاگ

    چند روزی میشه که ماما و بابا میگه ولی مبهم و گذرا. امروز میم از بیرون اومد داشتیم میرفتیم در رو براش باز کنیم خیلی واضح گفت : بابا.شب که میخواستم با کالسکه ببرمش بیرون، دم خدافظی به میم نگاه کرد و با ذوق گفت : بابا.تلفنی داشتم برای مامانم تعریف میکردم بابا گفتنش رو دوباره گفت : بابا.برگشتیم بالا میم داشت دلشو قل قل میکرد خندید و گفت : بابا.. . بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 400.

  • نیلوبلاگ

    از صبح که چشماشو باز کرد فقط غر زد و نق زد و چسبید به من و به زمین و زمان گیرداد... با هر حساب و کتابی به این نتیجه رسیدم گرسنه شده،. غذا کشیدم و بهش دادم ولی نخورد بازی و شکلک و دلقک بازی تا بالاخره چندتا قاشق خورد و یهو همه رو بالا آورد... خوب که عصبانی شدم از کثیف کاری و خراب کاری هاش و اخمام رفت تو هم، حالش خوب شد و رفت دنبال بازی ش... خدایا چه موجوداتی هستن بچه ها اخه...

    ادامه مطلب
  • 316.

  • نیلوبلاگ

    صبح ساعت 6 میمچه بیدار شد شیر خورد اما نخوابید، با در و دیوار اتاق حرف میزد و میخندید...

    ادامه مطلب
  • 216.

  • نیلوبلاگ

    پارسال همین موقع ها در حال تدارکات اولین سالگرد عقدمون بودم ، یه جشن دو نفره گرفتیم تو خونه مامانم. اما تا یکی دوماه بعدش دیگه واقعا دلم میخواست زودتر عروسی بگیریم و بریم خونمون ، نبودن های همسر واقعا...

    ادامه مطلب
  • 167.

  • نیلوبلاگ

    _: آخ +:چیشد؟؟؟؟؟؟ _:تو شب یلدای منی❤ +:دیوونه ی دوست داشتنی^_^ ...

    ادامه مطلب
  • 168.

  • نیلوبلاگ

    میگه چرا نمیخوابی؟ میگم چون چند شبه بالشم ، بازوی شماست . امشب ندارمش . ...

    ادامه مطلب
  • 169.

  • نیلوبلاگ

    همین الان حساب کنی ، هنوز بیست و چهارساعت نشده که تصمیم گرفتیم بریم تهران.الان تو قطاریم.اولین سفر دو نفره مون دو ساعته که شروع شده!!+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 22:25  توسط مداد  |  Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 116.

  • نیلوبلاگ

    دیشب رفتیم بیرون ، همون رستورانی که روز خرید با مامان ها رفته بودیم. کلی خاطره بازی کردیم. البته همسر هیچی یادش نمیومد :) من تعریف میکردم و همسر تایید میکرد میگفت الان که میگی یادم میاد. یادش بخیر... اون روز هی میومد سمتم با من حرف بزنه من سر خودمو گرم میکردم یا از دستش فرار میکردم میرفتم:) بعد از ناهار که داشتیم از رستوران میومدیم بیرون ، پشت سرم بود و یکسره حرف میزد ، منم انگار نه انگار.... اصلا جواب نمیدادم :) سر میز هی هوامو داشت که ماستمو باز کنه ... رو سالادم سس بزنه .... این روزا هزار برابر بهتر از اون روز هاست اما طعم اون روزا هیچ وقت تکرار نمیشه. دیشب بعد از شام رفتیم کوهسنگی و کلی پی...

    ادامه مطلب
  • 16.

  • نیلوبلاگ

    مگه میشه درست وقتی گوشی دستمه و دارم پست میخونم یهو زنگ بزنی و (ریجکت کنم و ) ذوق نکنم؟؟؟ این بار تا بتونم زود راه نمیام باهات. یک ساله که خیلی اذیتم کردی. باید دوباره احساستو بهم ثابت کنی. ...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    برچسب‌های مرتبط

    16 5 tires | 16 5 cm in inches | 16 9 oz to ml | 16 50 an hour is how much a year | 16 00 an hour is how much a year | 16 5 | 16 9 fl oz to cups | 16 5 wheels | 16 04 | 16 4 oz propane