351. - تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 17:51
زده بودم به در بیخیالی و تفریح
342. - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 15:59
اهم اهم به خبری که هم اکنون به دست من رسید توجه فرمایید. آقای میمچه دندون درآوردن
343. - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 15:59
از منت کشیدن( حتی کم ) از رو انداختن به کسی متنفرم. مخصوصا برای مسائل مالی.و سر خونه خریدن احدی نمونده که رو نزده باشیم، حتی برای کمتر از ده تومن!!! خسته شدم دیگه.به میم پیام دادم، دوتا انگشترام( انگشتر نشون و حلقه ازدواجمون)، سولاردم، چاقو برقی، چایی ساز، سرویس کریستالم و گوشیمو میفروشیم ولی دیگه ب...
344. - تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 15:59
نمیدونم این گریه ها و بی تابی های شبانه میمچه کی میخواد تموم بشه، چته آخه بچه خونه رو میذاری سرت؟؟ .
332. - تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 20:08
واقعیت مادر بودن اینه که دو روزه اونقدر الکی گریه کرده و غر زده و به من چسبیده که منم مستاصل و عصبی شدم و گریه کردم. اما الان که نزدیک دو ساعته خوابیده دارم از دلتنگی میمیرم
333. - تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 20:08
وقتی دوتا خواهر باهم میبینی، اونی که بزرگتره در واقع کوچیکتره!!این قانون تو خانواده ما تقریبا تا 95 درصد درسته
334. - تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 20:08
میم خیلی آقا،. متین،. مهربون، صبور و همدله. اما سر غذاخوردن یه وقتایی با یه بچه دو ساله فرقی نداره و من هیچ وقت به این قضیه عادت نکردم. مثلا اینکه گوشت( یا مرغ) غذاش تموم میشه کلا دست میکشه! میگه سیر شدم! حالا میبینی نصف بیشتر غذاش موندهیا مثلا نون بیاته یا سرده، نمیخوره!خورش قیمه،. قورمه یا هرچی با...
328. - تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 0:41
میمچه هشت ماه و یک هفته تو دلم بود و امروز هشت ماه و یک هفته است که تو بغلمه
329. - تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 0:41
امروز با خواهرم خونه مامان بودیم، صحبت سر شرایطی شد که من دانشگاهو ول کردم. خواهرم گفت اینقدر دلم برات میسوزه که که این کارارو کردن که تو درستو ول کردی. گفتم تا قبل میمچه که کار میکردم خیلی برام مهم نبود،. حتی میدیدم از بقیه هم کلاسی هام که هنوز دانشجو هستن من جلوترم اما الان خیلی رو اعصابمه. گفت بی...
330. - تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 0:41
اون کیه که صبح با پسرش رفته پیاده روی، نمازشو اول وقت خونده، ناهار پخیده، خونه رو مرتب کرده،. عروسک ها و لباس های پسرک رو شسته، لباس های خودش و شوهرشو جمع کرده. اما از پادرد داره میمیره، مسکن هم خورده فایده نداشته؟؟مهلقا خان....، عه چیز ببخشید! مداد خانوم!خیلی وقت بود که اسباب بازی های دم دست میمچه ...
325. - تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 16:22
خونه در نظم نسبی به سر میبره، غذا خوراک لوبیا درست کردم روی گاز داره جا میوفته.کریر و قنداق و پشه بند و چندتا چیز دیگه که کوچیک شده برای میمچه جمع کردم ببرم بذارم خونه مامانم. یه ماشین لباس شستم و گهن کردم،. دومی الان بوق زد تموم شده و سومی رو باید بریزم
326. - تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 16:22
بعد از سلسله زلزله های اخیر، من هنوزم میترسم. با کوچیک ترین صدا از جا میپرم، وسایل خونمون هم که از همه جاشون صدا در میاد
323. - تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:10
سه شنبه دل رو زدیم به دریا و میمچه رو بردیم تازه واکسن چهارماهگی رو زد
324. - تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:10
بنظرم دیگه این پروسه دندون خیلی داره میمچه رو اذیت میکنه، دو شبه تا صبح گریه میکنه بچم. نه درست شیر میخوره نه پستونک، نه غذا!استامینوفن بهش میدم،. رو لثه هاش میزنم. زن داداشم گفت دیفین هیدرامین بهتره، تو اینترنت هم زدم میگفت قوی تر از استامینوفن هست اما جواب نمیده. روز رو نسبتا خوب میخوابه اما شب هم...
❤️غزه❤️ - تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 13:10
کاش بچه ها نمیمردندکاش برای مدتی کوتاه به آسمان میرفتندو آنگاه که جنگ تمام میشد سلامت به خانه بازمیگشتندو وقتی پدر و مادرشان میگفتند کجا رفته بودیدمیگفتند رفته بودیم با ابرها بازی کنیم.( غسان کنفانی) Adblock test (Why?)
319. - تاریخ: 1402/7/2 ساعت: 22:55
فردای روزی که از دامغان برگشتیم،. مادرشوهر اومد خونمون و هنوزم خونمونه. نمیخوام بدی بگم چون میبینم بنده خدا خودشم رعایت میکنه و معذبه، اما من سختمه، منِ درونگرای مهمون ندوست واقعا خسته میشم دیگه.اخه تو خونه ی کوچیک و آپارتمانی.... یه سرویس با خیال راحت نمیشه بری!ازونطرفم pms!!!خواهرشوهر هم احتمالا ف...
316. - تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 14:56
صبح ساعت 6 میمچه بیدار شد شیر خورد اما نخوابید، با در و دیوار اتاق حرف میزد و میخندید
317. - تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 14:56
ما قبل عقد رفتیم مشاوره و تست روانشناسی دادیم یادم نمیاد تیپ شخصیتی هر کدوممون رو بهمون گفت یا نه، اما هر چه که بود گفت شما دوتا اگه دخالت خانواده ها نباشه میتونین باهم زندگی کنین مشکلی ندارین. اما این مشاوره جدیده که رفتم و خودم که تست دادم istj بودم، به شدت قضاوتی و منطقی.باید سر فرصت از میم هم تس...
318. - تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 14:56
نسل ما که با کامپیوتر و گوشی و وسایل دیجیتال بزرگ شدیم، هر چی رو خواستیم نگه داشتیم،جلو بردیم یا زدیم عقب، یه جورایی بد عادت شدیم. انتظار داریم تو دنیای واقعی هم استاپ کنیم یا هرجا حوصلمون سررفت بگیم اه بسه دیگه لفتش نده. ما صبوری رو یاد نگرفتیم. دور و برمون رو نگاه کن... نه عزیز من، بیا بیرو از فکر...
314. - تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 0:44
دیشب قبل خواب به خودم قول دادم فردا هرطوری شده همه ی کارهای عقب افتاده م رو انجام بدم، ناهار خوشمزه درست کنم و با میمچه صبورتر باشم. صبح خواب بود یعنی چشماش بسته بود اما غرغر میکرد، شیر و پستونکم نمیخورد بردم پوشکش رو عوض کردم گفتم شاید پاش میسوزه آخه جدیدا خیلی میسوزه بچم

برچسب‌های مرتبط

26 2 | 26 2 miles | 26 2 miles to km | 26 5 inches in cm | 26 5mm flare gun | 26 2 tattoo | 26 50 an hour is how much a year | 26 5mm flares | 26 00 an hour is how much a year | 26 8 seatpost