فردای روزی که از دامغان برگشتیم،. مادرشوهر اومد خونمون و هنوزم خونمونه. نمیخوام بدی بگم چون میبینم بنده خدا خودشم رعایت میکنه و معذبه، اما من سختمه، منِ درونگرای مهمون ندوست واقعا خسته میشم دیگه.
اخه تو خونه ی کوچیک و آپارتمانی.... یه سرویس با خیال راحت نمیشه بری!
ازونطرفم pms!!!
خواهرشوهر هم احتمالا فردا میاد مشهد و شاید پدرشوهر رو هم بیاره!!
بخدا حق دارن، خونه بچشونه.
مامانش که طفلی مریضه و بخاطر دکتر مونده.
اما منم دلم میخواد تنها باشم دیگه.
.
میمچه رو هم بردیم چکاپ
شده 7360 در 66 سانتی متر
برچسب:
نویسنده: حدیث طاهری