بازم ساکت میشم... بازم هیچی نمیگم...
ولی کاش مامانت بفهمه با این کاراش داره خودشو از چشم من می ندازه ...
+تکرار اتفاقات پست ۱۲۰.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:29 توسط مداد |
برچسب:
نویسنده: حدیث طاهری
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 13:39