خرید بک لینک

درباره سایت

فقط جایی برای نوشتن.

آخرین مطالب

امکانات وب

اولین رمضان دو نفری مون...

سحری خوردن های دو نفری ...

مهمونی ها و دعوت های افطاری ...

پیام های (قبول باشه خانوم جان) همسرجان دَمِ افطار ، وقتی پیشم نیست...

بوسه های من برای باز کردن روزه م وقتی همسر پیشمه ...

..

تمام این عاشقانه ها رو باید ثبت کنم...

نه اینجا...

اینجا جا نمیشن ...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ...

.

در طول بیست سال عمرم هیچ وقت موهامو چتری نزده بودم...

افطاری دعوت بودیم ، لحظه ی آخر ، در حال خط چشم کشیدن ، یهو به سرم زد موهامو چتری بزنم...

قیچی برداشتم و یه طره مو گرفتم و قررررررچ ...

ولی خوشگل شدم...

خوشگل همیشه بوده ام البته^_^

اما بهم میاد ...

دوست داشتم خودمو.

.

این روزا کلی کار ریخته سر همسر جان...

از اول تیر ، هجوم مسافر هاست و هتل کلی کار اداری و دنگ و فنگ داره ...

صبح تا ظهر از این اداره به اون سازمان...

ظهر تا شب هم باید بمونه تو هتل چون یه سری تعمیرات دارن و همسر باید باشه بالاسرشون که خرابکاری نکنن...

شب هم خسته و بی جون میاد خونه ...

همه ی این ها به کنار ...

غرغر های این صالحی رو اعصاب و روان جفتمونه ...

باید یه چیزی نذر کنیم یه کار خوب پیدا بشه و راحت شیم..

.

امشب هم مادرشوهرجان یک عدد مانتو هدیه دادن بهم ، عیدی^_^

با خواهر شوهر جان رفتن خریدن برام^_^

گفتن رنگشو دوست نداری با محمد برو عوض کن.

گفتم دوست دارم ...

سورمه ای با گل های صورتی و سرخابی ...

خوشگله ...

.

این غرغر های صالحی طوری رو اعصاب و روان جفتمونه که یکی دوبار بحثمون شد..

یعنی غرغرهاش باعث اذیت و آزار همسره و خب به تبع اون تو رابطه مون تاثیر میذاره .

.

امشب قبل از رفتن به افطاری خیلی از دستش کفری شدم.

میدونم دلیل ناآرومی هاش کجاست اما خب من چه کنم؟

.

هیچ کدوم ازین حرفا و بحث ها مهم نیست مداد...

به هیچ کدومش فکر نکن.

نذار یه مهمونی رفتن تلخ کنه رابطه ی شیرینتونو.

نذار بیخودی روتون باز بشه تو روی هم.

غیر از این مرد مهربون که الان کنارت خوابیده و صدای نفس هاشو میشنوی هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای مهم نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:20 توسط مداد |

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:03

صفحه بندی