آره قطعا دارم ناشکری میکنم.
هر سه تامون سالمیم، رابطهمون خوبه. خدا یه شغلی برای میم درست کرده که بتونه روزی حلال بیاره خونه و خب البته مثل کار قبلش خطرناک نیست.
یه ایدههایی تو سرمون داریم که باید قدمهای کوچیک و آهسته برداریم برای رسیدن بهش و میتونیم از همینجا هم شروع کنیم.
میمچه روز به روز باهوش تر میشه و میخواد چیزای جدیدتری تجربه کنه، بیشتر ببینه بیشتر لمس کنه و خب طبیعتا هنوز برای فهمیدن خطر خیلی زوده.
میم اگر چه خستهاست ولی ناامید نیست.
هر روزی که میگذره به تحویل خونمون داریم نزدیک تر میشیم
برچسب:
نویسنده: حدیث طاهری