خرید بک لینک

درباره سایت

فقط جایی برای نوشتن.

آخرین مطالب

امکانات وب

دیشب نخوابیدم، صبح میم که رفت سرکار من و میمچه هم خوابیدیم.

خواب میدیدم مُردم و خودم میخوام خاکسترم رو خاک کنم، خانوادهام بودن اما چون دربارهی میم بد حرف زدن و میم رو بیرون کردن اجازه نمیدادم اونا خاکم کنن...

قبرم کنده شده بود و به زور خاکسترم رو از مامانم گرفتم و تاکید کردم نمیخوام ببینمشون.

مامانم یه کم پشیمون بود ولی داداشام نه، چقدر زار زدم تو خواب.

چه خواب عجیبی بود.

.

.

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 15:16

صفحه بندی