اگه تا امشب شک داشتم، امشب به یقین رسیدم که من جلوجلو ذوق کنم، قضیه کنسل میشه.
آقا ما از بچگی شب عید ولادت حضرت زهرا مهمونی داریم، بزرگ و باشکوه، خونه بابابزرگم که بعد فوتش میریم خونه داییم.
پارسال هفت ماهم بود رفتیم، مامانم گفت یه چادر بگیر دورت خیلی جلف بازی درنیار و یه گوشه بشین که چشم نخوری
برچسب:
نویسنده: حدیث طاهری