خرید بک لینک

درباره سایت

فقط جایی برای نوشتن.

آخرین مطالب

امکانات وب

اوایل بارداری از زن داداشام میپرسیدم فلان مشکل رو تو هم داشتی؟ میگفت وااااای یادم نمیاد.

بعد من تعجب میکردم که بچت هنوز سه سالش نشده چطوری یادت نمیاد؟

حالا خودم میبینم که چقدر اتفاقا افتاده که همین الانشم من یادم رفته! مثلا یه دوره مچ پای راستم درد میکرد به شدت وحشتناک، با پماد یه کم آروم میشد تا میتونستم بخوابم اما نصف شب از درد بیدارم میکرد.

یه مدت پشتم درد میکرد با هیچی هم آروم نمیشد فقط وقتی گرمش میکردم تا حدودی بهتر میشد.

همون اوایل یکی از دندونام نصفش ریخت!

یه مدت که شبا خیلی ترش میکردم زبونم از اسید معدم سوخته بود، قشنگ شبیه یه تیکه گوشت سرخشده بود قیافش!! همینقدر وحشتناک و حال بهم زن!

از بد خوابیا که نگم، از اول بود هنوزم هست! نیم ساعت به نیم ساعت بیدار میشم

قبلنا با مشکل ترشا یا درد پا، الان یه وقتایی با مشکل و یه وقتایی هم بی دلیل اما بیدار میشم!

از دل دردها و گرفتگی های زیر شکم، از اوایل که خیلی بدتر بود و الان بهتره!

...

ببینم دیگه چی یادم میاد

برچسب: نویسنده: حدیث طاهری تاريخ: پنجشنبه 13 بهمن 1401 ساعت: 5:13

صفحه بندی