14.
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 20:03
پریشب زنگ زد و گفت صالح ازدواج کرده. با کلی ذوق ازم پرسید حاضری باهام زندگی کنی؟ گفت خیلی از شبا خواب نداشته. گفت دلش تنگ شده برام. ازم پرسید دوسم داری؟ گفت دیگه حرف گذشته رو نزن. گفت فراموشش کن. .... نمیدونم چیکار کنم....
13. کاش زودتر یه آدمِ درست بیاد تو زندگیم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 18:42
حتی دیگه با دوستامم حرف نمیزنم. مبادا کسی سراغشو بگیره... مبادا وصال اونارو ببینم و غصه بخورم. برام مهم نیست که دیگه ندارمش. اما کاش زودتر تموم شه این تنهایی.
10.
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:17
میمیری اگه بیای و بمونی؟؟؟؟
11.
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:17
هیچ وقت حسود نبودم. مثلا همین الان که خوندم مهلا و مهرداد بالاخره عقد کردن اونقد ذوقی شدم که خدا میدونه. اما نمیتونم بگم حسرت نمیخورم برا خودمون. برای خودمون که دیگه وصال محاله.
12.
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:17
میدونی چیشد که میگم وصال محاله؟ بعد چهار ماه یهو یه شب زنگ زد . اونقدر گرم و صمیمی که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده. فردا شبش که دوباره زنگ زد گفت :چیشد دیشب یهو بهت زنگ زدم؟ این دلتنگیه هنوزم هست ،صداتو شنیدم یاد قدیما افتادم واسه همین گفتم بیا ببینمت. گفتم:وقتی قراره آینده ای نباشه گذشته هم باید فرامو...
1.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
فقط محض اینکه از بچگی هر اتفاقی برام میوفتاد باید مینوشتمش دوباره یه دفتر خریدم از بلاگفا... دفتر قبلیش خاطرات خوبی داشت اما عاقبت خوبی نداشت. اینو نمیدونم.
2.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
میگم نه دیگه دوسش ندارم . میگم روزای خوبی باهم داشتیم اما تموم شد دیگه . میگم فراموشش کردم .میگم... میگم هنوزم پیام میده لبخنده رو لبم هرچند سرده لحن حرفاش. میگم هنوزم نگران میشم که مراقب خودش باشه مریض نشه . میگم هنوزم به عکس پروفایلش حساسم. میگم... میگم دوست دارم برگردیم به اون روزا. میگم دارم خود...
3.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
میگم کاش قسمتمون جدایی نباشه. ما که همه جوره پای سختیا واستادیم... خدایا؟ این یکی فقط از دست تو برمیاد.
4.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
آدم عاشق که بشه سواد ادبیاتیش بالا میره ... مثلا من الان میفهمم (در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد) یعنی چی.
5.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
نمیدونم میخواد چیکار کنه. نمیدونم سر حرفش هس یا نه. نمیخوام ازش بپرسم. به اندازه ی کافی پیشش کوچیک شدم. میشم یه آدم بی احساس تا خودش تصمیمشو بگیره.
6.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
حس خوب یعنی: بعد این همه دوری و سردی یهو تراک (جز تو کی میتونه عزیز من باشه)ی علیزاده رو بفرسته برات و توهم فروارد کنی برا خودش...
7.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
-:چیشد که نویسنده شدی؟ من: از بس نبود و مجبور بودم نامه بنویسم براش.
8.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 14:18
خدایا یه کاری کن این وضعیت زودتر تموم شه.